Search

زوم: سفله‌ها به جای نخبه‌ها

این شخص علی انتظاری،  رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است، یکی از دانشگاه‌های معتبر در زمینه علوم انسانی در ایران.

علی انتظاری در وبسایت دانشگاه علامه، به عنوان دکتر جامعه‌شناسی سیاسی با رتبه علمی‌ دانشیار گروه آموزشی جامعه‌شناسی، معرفی شده است.

گستاخی و بی‌احترامی انتظاری، از یک طرف نشان‌دهنده بی‌احترامی عمیق‌اش به یاد و خاطره مهسا، درد و رنج‌های خانواده‌اش، خیزش سراسری ۱۴۰۱ و اعتراضات شهروندان است؛ و از طرف دیگر اهمیت مهسا- ژینا و خیزش سراسری ایرانیان را نشان می‌دهد که حکومت همچنان به دنبال کم‌رنگ‌کردن آن است.

مهسا-ژینا امینی، فقط ۲۱ سال داشت که پس از دستگیری از سوی گشت ارشاد، بر اثر ضربات ماموران گشت ارشاد کشته شد، و مرگش آغازگر خیزش سراسری مردم ایران شد که در پی آن صدها تن از شهروندان توسط حکومت کشته شدند و بسیاری هم زخمی و زندانی.

اظهارات انتظاری، آن هم در نزدیکی دومین سالگرد کشته‌شدن مهسا-ژینا و خیزش سراسری زن، زندگی، آزادی، واکنش‌های زیادی به دنبال داشت. 

مادر مهسا در اینستاگرامش نوشت:

«آقای علی انتظاری!

اظهارات شما در خصوص دخترم ژینا، مهسای عالمتاب، توهین به همه ایرانیان است.

این توهین نشانه‌ای از بی‌احترامی به کرامت انسانی و حقوق شهروندی است. شما به عنوان رییس دانشکده علوم اجتماعی باید بیش از هر کسی به اهمیت کرامت انسانی و حقوق بشر آگاه باشید. ما انتظار داشتیم که شما به عنوان یک مقام دانشگاهی از اظهارات نادرست و توهین‌آمیز خودداری کنید ولی انگار نفرت در ذهن شما نهادینه شده. اگر واقعا به علم و دانش متعهد هستید به جای تخریب شخصیت‌ها به بررسی مشکلات و نارسایی‌های اجتماعی بپردازید.

در نهایت جامعه ما به احترام همدلی و درک متقابل نیاز دارد، نه به کلمات زهر‌آگینی که تفرقه و دشمنی را تشدید کند. تاریخ با افتخار از مهسا ژینا یاد خواهد کرد.»

پدر ژینا هم نوشت:

«در پاسخ به اظهارات رکیک، توهین‌آمیز و سراسر كذب “علی انتظاری” به اصطلاح رئیس و استاد دانشگاه علامه طباطبائی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نسبت به مهسا (ژینا) امینی و اهل سنت کرد می‌باید گفت “شرمش باد” و بهتر آن که جواب دیگری ندهیم. تنها می‌توانم گفت که نفله نامیدن مهسا دختر اهل سنت کرد برخاسته از ذهن یک سفله است

امجد امینی، پدر زنده یاد مهسا (ژینا) امینی» 

جدا از واکنش گسترده مردم در شبکه‌های اجتماعی، برخی شخصیت‌ها هم به این صحبت‌های بی‌شرمانه پاسخ دادند. اسد امرایی، نویسنده و مترجم، نوشت: «نفله آن است که نامش به نکویی نبرند».

وریا غفوری، فوتبالیست ایرانی که همواره صدای مردم بوده، و به همین دلیل هم با محرومیت‌های زیادی مواجه شد که حرفه‌اش را تحت تاثیر گذاشت هم نوشت: «مرز حقارت و ناچیزی بعد از بیانات شما جابه‌جا شد. ننگ بر ادبیات سخیف تو آقای رئیس دانشگاه.»

در نتیجه‌ این واکنش‌ها، برخی رسانه‌های داخلی خبر از برکناری انتظاری از ریاست دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی دادند. اما سوال اصلی اینجاست که: اساسا چنین شخصی چطور توانسته به سمت ریاست دانشگاە دست پیدا کند؟ 

دانشنامه بریتانیکا در تعریف علوم اجتماعی می‌گوید: علوم اجتماعی به هر شاخه‌ای از تحصیلات یا علم گفته می‌شود که به مطالعه رفتار انسانی در جنبه‌های اجتماعی و فرهنگی آن می‌پردازد.

تعریفی که نه تنها هیچ تطابقی با اظهارات و ادبیات «چاله میدانی»  نظارتی ندارد، بلکه نشان‌دهنده  غریبه بودن‌اش با هر نوع از علوم اجتماعی در سطح دانشگاهی است.

علی انتظاری نمونه بارزی از شخصیت‌های به ظاهر آکادمیک جمهوری اسلامی است. افرادی که با رانت و امتیازهای حکومتی، به بالاترین مناصب می‌رسند و همه تریبون‌ها هم در اختیارشان است، تا با ژست علمی، از سرکوب و خفقان و کشتار و غارت ایران و ایرانی، دفاع کنند. در شرایطی که برجسته‌ترین اساتید و نخبگان این مملکت به دلیل عدم همراهی با حکومت و قرارنگرفتن در دایره «خودی»ها، در طول ۴۶ سال گذشته به روش‌های مختلف حذف شدند.

شهریور ۱۴۰۳ تیم پنج‌نفره ایران با کسب پنج مدال طلا، مقام اول هفدهمین دوره المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک را کسب کرد. آن هم در حالی که علی یونسی و امیرحسین مرادی هنوز که هنوز است به اتهامی واهی در حبس هستند و محروم از زندگی.

علی یونسی، برنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک سال ۱۳۹۶، همراه با امیرحسین مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری در سال ۱۳۹۶، در فروردین ۱۳۹۹ توسط وزارت اطلاعات بازداشت و نهایتا به ۱۶ سال حبس محکوم شدند.

این‌ها فقط دو تن از خیل استعدادهای حذف‌شده ایران هستند که کشور از داشتن وجود پربار و سازنده‌شان در سال‌های حیات جمهوری اسلامی محروم شد. استعدادهایی که حتی از زندگی عادی شهروندی هم محروم شدن و جایشان را امثال انتظاری گرفته‌اند. بی‌سوادانی که برای پاچه‌خاری و حفظ مناصب‌شان، اعتراضات و مبارزات مدنی مردم را ناحق می‌دانند ولی  کشتار و سرکوب حکومت را طبیعی و قانونی.

آوازه جهانی نام مهسا و جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقطه عطفی در مبارزه مدنی  ایرانیان و  زخم بزرگی برای دیکتاتور و همپالگی‌هایش است. زخمی ماندگار و عمیق با شهرتی عالم‌گیر، زخمی که جاش با لیسیدن امثال نظارتی‌ها هم خوب نمی‌شود.

تاریخ

برچسب‌ها

ویدئوهای بیشتر ...