در شهری متنوع به لحاظ دینی و فرهنگی مانند دهلی، نیایشگاه لوتوس به این دلیل برجسته است که برای استقبال از همگان ساخته شده است. نیایشگاه لوتوس در دسامبر ۱۹۸۶ (حدود دی ۱۳۶۵) برای عموم گشوده شد. ۹ در برای ورود بازدیدکنندگان به تالار مرکزی بزرگ نیایش تعبیه شده است؛ جایی که در آن مداح، روحانی، کشیش، یا منبر و آیینی اجباری وجود ندارد. افراد میتوانند در سکوت بنشینند، دعا و مراقبه نمایند یا به قرائتهایی از سنتهای مقدس گوناگون گوش فرا دهند. وبسایت رسمی خانه نیایش بهائی در دهلی نو این نیایشگاه را مکانی معرفی میکند که نمایانگر اصل یگانگی نوع بشر است و از افراد با هر پیشینه نژادی، دینی و ملی دعوت میکند تا در محوطه آن به دعا و مراقبه بپردازند.[1]
نیایشگاه لوتوس یک خانه نیایش بهائی است و معابد بهائی بر این ایده بنا شدهاند که نیایش باید برای همه انسانها، فارغ از هویت دینی، گشوده باشد.[2] همچنین، در فهرست پیشنهادی مرکز میراث جهانی یونسکو برای خانه نیایش بهائی در دهلی نو آمده است که این نیایشگاه به دعا و مراقبه خاموش اختصاص دارد و بلند کردن صدا در آن معمول نیست یا به زمانهای بسیار مشخصی محدود شده است. در آیین بهائی روحانیت رسمی یا مناسک اجباری وجود ندارد و برنامههای عبادی چنددینی شامل قرائت و تلاوت از متون مقدس ادیان بزرگ جهان است.[3]
از اینرو نیایشگاه لوتوس صرفا یک بنای معماری زیبا نیست بلکه بیانیهای عمومی درباره همزیستی به شمار میآید. ساختار آن نشان میدهد که مسیرهای متفاوت میتوانند به فضایی مشترک منتهی شوند. فضای درونی آن بیانگر این است که کرامت انسانی نیازمند سلسلهمراتب، اجبار یا کنترل فرقهای نیست. گشودگی آن نیز نشان میدهد که مؤمنان، ناباورمندان، جویندگان حقیقت و بازدیدکنندگان میتوانند در یک محیط تأملی مشترک حضور یابند، بیآنکه ناچار باشند تفاوتهای خود را نادیده بگیرند.
بنای لوتوس از چند جهت برای ایران و ایرانیان نیز حائز اهمیت است. این بنا با الهام از آیینی ساخته شده که از این کشور برخاسته است. بهاءالله، بنیانگذار آیین بهائی، یک ایرانی اهل نور مازندران بود که در ۱۱۹۷ خورشیدی به دنیا آمد. معمار این بنا، فریبرز صهبا، نیز ایرانی و فارغالتحصیل دانشگاههای این کشور است. همچنین گل نیلوفر نمادی باستانی و ملی برای ایرانیان است و در نقشهای برجسته تخت جمشید بسیار به چشم میخورد.
به علاوه، همانند هند، ایران میزبان طیفی متنوع از جوامع اعتقادی است، از جمله مسلمانان با گرایشهای مختلف، مسیحیان، یهودیان، زرتشتیان، بهائیان، درویشها، صوفیان، شهروندان سکولار، ندانمگرایان و ناباورمندان. با این حال، بسیاری از این جوامع با فشار، طرد یا سرکوب مواجهاند. بهویژه جامعه بهائی همچنان در چارچوب قانون اساسی کنون ایران به رسمیت شناخته نشده و بنا بر گزارش جامعه جهانی بهائی، با آزار و اذیت سیستماتیک و طولانیمدت از سوی حکومت روبهرو بوده است.[4] همچنین، کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی دینی بینالمللی گزارش داده است که مقامات جمهوری اسلامی همچنان جوامع اقلیت دینی، از جمله بهائیان، یهودیان، مسیحیان، اهل سنت و دیگر گروههای غیرمسلمان را هدف قرار میدهند.[5] برخلاف فریبرز صهبا که در زمان پادشاهی سکولار ایران، موفق شد به دانشگاه برود، جوانان بهائی امروز نمیتوانند به دانشگاه بروند، زیرا اگر بگویند بهائی هستند پذیرش نخواهند شد.
نیایشگاه لوتوس موردی جالب توجه برای مطالعه است. این نمونه نشان میدهد که چگونه یک جامعه میتواند ارزشهای خود را بیان کند و در عین حال برای دیگران نیز فضا فراهم آورد. همچنین نشان میدهد که چگونه معماری، سادگی آیینی و دسترسی عمومی میتواند بدون نیاز به تقابل، همزیستی را آموزش دهد. از منظر آموزش مدنی، نیایشگاه لوتوس نمونهای غیرخشونتآمیز، مبتنی بر حقوق و از نظر فرهنگی معنادار است از اینکه چگونه جوامع میتوانند همدلی، احترام و همبستگی را در میان جوامع اعتقادی تقویت کنند.

چشمانداز و ماموریت
آیین بهائی تا کنون چندین نیایشگاه در کشورهای مختلف، از جمله شیلی، آلمان، ایالات متحده و استرالیا ساخته است. ایده اصلی این بناها همگی این است که تمامی افراد از هر پیشینه باور و مذهب بتوانند به آن راه یابند. این ایده از این اصل اساسی دینی در آیین بهائی میآید که تمامی انسانها از وحدتی اساسی برخوردارند. چشماندازی که در نیایشگاه لوتوس تجسم یافته نیز، یگانگی نوع بشر است. این مفهوم در آیین بهائی جایگاهی محوری دارد که نه تنها در سطح آموزهها بلکه در طراحی فیزیکی و کارکرد عمومی نیایشگاه نیز بازتاب یافته است.[6]
وبسایت رسمی خانه نیایش بهائی در دهلی نو این نیایشگاه را به عنوان مرکزی جمعی برای جامعه توصیف میکند که با هدف ترویج محبت و همدلی ساخته شده و همه را به عنوان برابر در آغوش میگیرد. این چشمانداز از آنرو اهمیت ویژهای دارد که صرفا به بیان یک باور محدود نمیشود، بلکه در تجربه بازدیدکنندگان نیز تجسم مییابد. بازدیدکنندگان هندو، مسلمان، مسیحی، یهودی، سیک، بهائی، سکولار یا بدون وابستگی دینی، همگی میتوانند وارد یک تالار شوند، در سکوتی مشترک بنشینند و از کرامتی یکسان برخوردار باشند. درون این تالار نمادهای مذهبی زیادی وجود ندارد. در بالای طاق سقف آن، نمادی وجود دارد که در اندیشه بهائی، اسم اعظم خدا است. همچنین چون درون ساختمان گرد است، برای افرادی که به طرفهای متفاوت دعا میکنند، مشکلی از نظر جهت ایجاد نمیگردد.
رسالت خاص این نیایشگاه همچنین در ساختار آن به عنوان خانه عبادت و نه یک نهاد مذهبی، بازتاب یافته است. جامعه بهائی هند این نیایشگاه را مکانی معرفی میکند که نیایش و خدمت را به هم پیوند میدهد و ۹ ورودی آن نمادی از یگانگی ادیان و این ایده است که پیامآوران یا مظاهر الهی در نهایت دروازههایی به سوی یک حقیقت واحد هستند.[7] این زبان نمادین بهویژه در جوامع کثرتگرا ارزشمند است، زیرا تفاوتهای دینی را نه به عنوان تهدید، بلکه بهمثابه مسیرهای متنوعی به سوی معنویت بازتعریف میکند. این چیزی است که جامعه ایران بهشدت به آن نیاز دارد، بهخصوص که به نظر میرسد شمار افرادی که خود را مسلمان نمیپندارند رو به افزایش است.
ماموریت نیایشگاه لوتوس همچنین دارای اهمیت مدنی گستردهتری است. هرچند این نیایشگاه یک نهاد کنشگری به معنای متعارف نیست، پیام آن پیامدهای عمومی دارد. این پیام از هر جامعه میخواهد کرامت دیگران را به رسمیت بشناسد و مومنان را دعوت میکند بپذیرند که حفاظت از آزادی نیایش خودشان مستلزم پاسداشت آزادی دیگران نیز هست. همچنین، این نیایشگاه با نشاندادن اینکه فضای مقدس لزوما نباید طردکننده باشد، برای ناباورمندان و اقلیتهای دینی نیز فضا ایجاد میکند. در واقع لوتوس یک ایده آرمانی است که باید دید از سمت مردم نیز درک و پذیرش خواهد شد یا خیر.
فرهنگ همزیستی فقط با تکیه بر مقاومت جوامع تحت فشار شکل نمیگیرد، بلکه نیازمند آن است که جوامع اکثریت و اقلیت، رهبران دینی، اندیشمندان سکولار، آموزشگران، خانوادهها و کنشگران جامعه مدنی، از کرامت یکدیگر دفاع کنند. ماموریت نیایشگاه لوتوس میتواند مبنایی نمادین برای چنین شناسایی متقابل فراهم آورد.
اهداف و کارکردها
چنانچه گفتیم هدف اصلی نیایشگاه لوتوس فراهمآوردن فضایی مشترک برای دعا، مراقبه، تأمل و وحدت معنوی است. برخلاف بسیاری از بناهای مذهبی، این نیایشگاه برای تفکیک افراد «درونگروه» و «برونگروه» طراحی نشده، بلکه بر این اصل استوار است که هر فردی میتواند وارد آن شود.[8] تفکیکها و تمایزات مبتنی بر عضویت یا عدم عضویت در یک گروه در مطالعات جامعهشناختی بسیار مهم هستند. بسیاری از گروهها مردم را به خودی و غیرخودی تقسیم میکنند. به همین دلیل دانشمندان علاقه دارند بدانند چرا مردم به چنین تفکیکی علاقه دارند و چگونه میان «ما» و «آنها» مرزبندی میکنند. نظریههای متفاوتی پیشنهاد شده که این تمایل را توضیح دهد اما در این که جامعههای متعددی این تمایز را فعالانه انجام میدهند اختلاف نظر کمی وجود دارد. به هر روز در ایده و مفهوم لوتوس، تلاش شده مرز خودی و غیرخودی کمرنگ یا محو شود.

یکی از اهداف این نیایشگاه، عادیسازی تکثر دینی است. با فراهمکردن امکان حضور افراد با باورهای متفاوت در یک فضای تأملی مشترک، این نیایشگاه تنوع را از یک مفهوم انتزاعی به تجربهای زیسته تبدیل میکند. بازدیدکنندگان نیازی به توافق الهیاتی ندارند، لازم نیست آیین یکسانی را اجرا کنند یا خود را با آیین بهائی تعریف کنند؛ کنش مشترک آنان صرفا «حضور» است: نشستن در کنار یکدیگر در سکوت، دعا یا تامل.[10]
هدف دیگر حذف موانعی است که معمولا به شکلگیری سلسلهمراتب دینی میانجامد. در آیین بهائی روحانیت رسمی یا مناسک اجباری وجود ندارد. این شکل درونگروهی از این نظر اهمیت دارد که اقتدار تفسیر دینی را از یک مرجع واحد میکاهد و فضا را برای افراد عادی گشودهتر میسازد و همچنین احتمال سلطه یک هویت دینی بر تجربه دیگران را کاهش میدهد. این در تضادی آشکار با بسیاری دیگر از ادیان است که افرادی را به عنوان صاحبمناصب روحانی (مانند کشیش یا آخوند) معرفی میکنند. طراحی لوتوس نیز به گونهای است که کسی در موقعیت بالاتر مانند منبر قرار نمیگیرد. از نظر لباس یا ظاهر صورت نیز کسی نیست که مشخص باشد از نظر روحانی برتری بر دیگری دارد.
هدف دیگر این بنا انتقال مفهوم وحدت از طریق معماری است. طراحی ۹ضلعی نیایشگاه و ۹ ورودی آن به طور گسترده با شمولگرایی و اصل وحدت در آیین بهائی پیوند دارد.[11] جامعه بهائی هند توضیح میدهد که این ورودیها نماد یگانگی ادیان و این ایدهاند که مسیرهای معنوی گوناگون را میتوان در حکم دروازههایی به سوی یک حقیقت واحد درک کرد.
یک هدف دیگر، ارائه زبانی نمادین است که در بستر محلی معنا داشته باشد. نیلوفر آبی در فرهنگ و ادیان مختلف هند حضوری عمیق دارد و در سنتهای هندو، بودایی، جینی و دیگر سنتهای جنوب آسیا معانی گوناگونی را تداعی میکند. انتخاب این فرم، به جای یک نماد فرقهای محدود، باعث میشود بنا برای طیف گستردهای از جوامع قابل فهم و قابل پذیرش باشد و نشان دهد که این فضا به جامعه گستردهتری تعلق دارد. استفاده زیباییشناختی مدرنی که از طرح این گل شده، باعث شده است ساختمان شبیه نیایشگاههای قدیمی هند نباشد. این نکته مهمی است، چرا که اگر لوتوس شبیه مسجد، کلیسا یا معبد هندویی بود، مردم نمیتوانستند آن را متعلق به همه انسانها در نظر بگیرند.

برای جامعه مدنی ایران، این اهداف یک درس عملی ارائه میکنند: همزیستی زمانی آسانتر شکل میگیرد که فضاهای مشترک بهصورت آگاهانه طراحی شوند. یک اتاق، وبسایت، برنامه آموزشی، یادمان، یا گردهمایی اجتماعی میتواند یا عمل طرد را بازتولید کند یا پیام خوشامدگویی را منتقل سازد. نیایشگاه لوتوس نشان میدهد که انتخابهای طراحی اهمیت دارند؛ از ورودیها و نمادها گرفته تا زبان، چیدمان نشستن، مناسک و ساختارهای رهبری، همگی در شکلدادن به احساس تعلق یا حذف افراد نقش دارند.
رهبری
در حال حاضر الگوی رهبری عمومی در جامعه بهائی چنین است که گروههای انتخابی (با رای مستقیم در انتخابات دورهای) وظایف تشکیلاتی را بر عهده میگیرند. این گروهها در سطح محل، شهر یا کشور وجود دارند و در نهایت به بالای این سلسله مراتب رهبری میرسند که خود یک گروه انتخابی است و بهائیان آن را بیتالعدل (خانه عدل) مینامند. همانطور که اشاره شد، در آیین بهائی کسی اجازه ندارد لباس روحانیتی مشابه کشیشها یا آیتاللهها به تن کند یا ادعا کند دین بهائی را هدایت کرده یا خواهد کرد. چنین کاری در این جامعه بهشدت ممنوع است. بهائیان هند نیز سازمان اداری خود را دارند که در سطح ملی و شهرها گسترش یافته است.
شکل اداره جامعه بدون مرجعیت روحانی فلسفهای است که در لوتوس نیز مشهود است. در نیایشگاه لوتوس افرادی ممکن است نقش راهنمای ورود و خروج یا زمانبندی اجراهای خاص را بر عهده داشته باشند، اما هیچ کس اجازه موعظه سایرین را ندارد. این الگو به یک چهره کاریزماتیک روحانی، واعظی واحد یا مرجع غالب آیینی متکی نیست؛ بلکه رهبری از طریق سرپرستی، معماری، مهماننوازی و حفظ محیطی بروز مییابد که در آن با همه بازدیدکنندگان بهطور برابر رفتار میشود.

این الگو پیامدهای مهمی برای آموزش مدنی دارد. رهبری لزوما به معنای امر و نهیکردن، فرماندهی یا کنترل ایدئولوژیک نیست، بلکه میتواند به معنای ایجاد شرایطی باشد که در آن دیگران بتوانند به طور ایمن تأمل کنند، گرد هم آیند و با یکدیگر مواجه شوند. در نیایشگاه لوتوس، رهبری آرام اما هدفمند مشهود است: در تصمیم برای خالی نگهداشتن تالار از تصاویر فرقهای، در وجود ۹ ورودی، در سیاست استقبال از همگان، و در پرهیز از آنکه نمادهای یک گروه بر دیگران غلبه یابد. به هر روی، جامعه بهائی اگرچه رهبری خاص خود را دارد اما لوتوس را مکانی منحصر به بهائیان نمیخواهد.
چنین رویکردی در زاویهای آشکار با روشهای تبعیضآمیز در ایران پسا انقلاب ۱۳۵۷ قرار دارد. در محیطهایی که با سرکوب، آسیب و بیاعتمادی مشخص میشوند، رهبری ممکن است نیاز باشد فضاهای امن ایجاد کند. رهبری مدنی میتواند شامل میزبانی گفتوگو، ترجمه ایدهها، حفاظت از مشارکتکنندگان آسیبپذیر، مستندسازی روایتها، اعتمادسازی، و طراحی فضاهایی باشد که در آنها جوامع مختلف بتوانند بدون ترس با یکدیگر دیدار کنند.
جامعه و محیط
در جایجای هند، نیایشگاههای دیگری جز لوتوس نیز وجود دارند. خودِ دهلی نیز ترکیبی فشرده از مکانهای مذهبی، زبانها، جوامع و تاریخها را در بر دارد. در چنین بستری، گشودگی نیایشگاه لوتوس به آن نقشی مدنی و متمایز میبخشد. این مکان صرفا یک فضای بهائی نیست، بلکه مکانی عمومی است که بسیاری از بازدیدکنندگان غیر بهائی در آن نوعی از شهروندی معنوی مشترک را تجربه میکنند.
میزان مشارکت عمومی در این مکان چشمگیر بوده است. مرکز میراث جهانی یونسکو اعلام میکند که تا آوریل ۲۰۱۴، نیایشگاه لوتوس بیش از ۱۰۰میلیون بازدیدکننده داشته؛ امری که آن را به یکی از پربازدیدترین بناهای هند تبدیل کرده است. حتی اگر بازدیدکنندگان با انگیزههای متفاوتی مانند معماری، گردشگری، دعا، کنجکاوی، سکوت یا عکاسی به این مکان بیایند، حضور آنان نقش نیایشگاه را به عنوان یک نشانه مشترک مدنی و معنوی تقویت میکند.
محیط فیزیکی نیز از این پیام پشتیبانی میکند. نیایشگاه با باغها و آبگیرهایی احاطه شده که به آمادگی ذهنی بازدیدکنندگان برای تأمل آرام کمک میکند. ایده آبگیرها برای ایجاد هوایی نسبتا معتدل در نظر گرفته شده است. به علاوه قراردادن معبد در میان یک باغ، برای این مهم است که افراد با گذر از میان فضای سبز از روزمرگی خود فاصله بگیرند و از نظر ذهنی و روانی آرامش بیشتری داشته باشند. چنین حالتی احتمالا میتواند به پذیرش دیگری نیز کمک کند، چراکه همزیستی صرفا امری فکری نیست، بلکه ابعاد عاطفی و حسی نیز دارد. آرامش، زیبایی، سکوت و گشودگی میتوانند حالت تدافعی افراد را کاهش دهند و آنان را برای پذیرش تفاوتها آمادهتر سازند.
پیام و فعالیتها
پیام محوری نیایشگاه لوتوس این است که بشریت میتواند فضای مقدس را بدون حذف تفاوتها به اشتراک بگذارد. این پیام از طریق معماری، شیوه حضور بازدیدکنندگان و قواعد حاکم بر نیایش بیان میشود. از منظر معماری، برجستهترین پیام نیایشگاه، وحدت از طریق پذیرش است. ساختار بنا از گلبرگهایی شبیه به نیلوفر تشکیل شده که ۹ ضلع و ۹ ورودی را شکل میدهند و به تالاری مرکزی راه مییابند. این ۹ ورودی نماد یگانگی ادیان و این ایدهاند که سنتهای معنوی مختلف در نهایت دروازههایی به سوی یک حقیقت واحد هستند.

استفاده از نماد نیلوفر اهمیت ویژهای دارد. به جای اتکا به یک نشان فرقهای محدود، نیایشگاه از نمادی بهره میگیرد که در سنتهای گوناگون هندی با مفاهیمی چون پاکی، بیداری معنوی و زیبایی پیوند دارد. این انتخاب باعث میشود بنا در بستر محلی خود ریشهدار به نظر برسد و در عین حال پیامی جهانشمول را منتقل کند. نیایشگاه از جامعه هند نمیخواهد تنوع دینی خود را کنار بگذارد، بلکه با استفاده از یک نماد فرهنگی مشترک، جوامع مختلف را به گفتوگویی گستردهتر درباره وحدت دعوت میکند. بر اساس طرح کلی، این بنا و سازههای اطراف آن باید محلی برای ارائه خدمات خیریه و آموزشی به عموم مردم جامعه نیز باشد. در واقع خود بنا نوعی مرکز برای سایر سازمانهای عمومی است که با ایدههایی همچون حمایت از فقرا یا آموزش افراد ناتوان شکل گرفته است.

نماد لوتوس (نیلوفر) در سایر سنتهای مذهبی شبهقاره هند و فراتر از آن وجود دارد. ایزدان هندو، ویشنو و لاکشمی، معمولا به صورت ایستاده بر یک نیلوفر صورتی رنگ تصویر و روایت شدهاند. بودا نیز گاه به صورت نشسته بر روی یک نیلوفر به تصویر کشیده شده است. مردمان هندی زرتشت و مانی را هم با گل نیلوفر مرتبط تصویر میکردند. از سوی دیگر این گل در ایران باستان نیز نمادی ارزشمند بود. در سنگکاریهای تخت جمشید، گل نیلوفر از تزیینهای اصلی دیوارها به شمار میرود و در حکاکیها از پادشاهان نیز این گل در دست آنان دیده میشود.

فضای مشترک برای نیایش، در تاریخ سابقه طولانی ندارد. در واقع این فضاها بهندرت دیده شدهاند. بعضی از ادیان تفاسیری دارند که به پیروان آنها میگوید بهتر است از سایر افراد که از آن دین پیروی نمیکنند فاصله داشته باشند. اما فضای عمومی و مشترک میتواند ترس را کاهش دهد. بسیاری از جوامع افراد را به دیدن یکدیگر از دریچه کلیشهها عادت میدهند، اما فضای مشترک امکان مواجههای متفاوت را فراهم میکند؛ نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان انسانهای همنوع. الگوی درهای باز نیایشگاه لوتوس نشان میدهد که چگونه معماری و مهماننوازی میتوانند مرزهای میان جوامع را نرمتر کنند.
آنچه میتوان از لوتوس آموخت این است که «شمولگرايی» باید پیاده و اجرا شود، نه صرفا اعلام شود. ۹ ورودی نیایشگاه، فقدان روحانیت، نبود شمایل و قرائتهای فراگیر دینی همگی پیام خوشامدگویی را منتقل میکنند. این انتخابها عملی هستند، نه صرفا نمادین و بر رفتار و احساس افراد تأثیر میگذارند.
طرحهای مدنی در ایران میتوانند با اجرای برنامهها، پلتفرمهای آنلاین و فضاهای اجتماعیای که در آنها اقلیتهای دینی، مسلمانان، شهروندان سکولار، زنان و ناباورمندان بدون ترس از تحقیر یا اجبار مشارکت کنند، از این درس بهره بگیرند. البته برای تحقق چنین امری نیاز است حکومت را متقاعد یا وادار کرد به آزادی تجمع افراد از هر زمینه فکری احترام بگذار و آن را سرکوب نکند؛ امری که تا زمان حیات جمهوری اسلامی نامحتمل به نظر میرسد.
نکته دیگری که از لوتوس میتوان یاد گرفت این است که نمادهای باستانی و دینی نباید بهراحتی نابود شوند. متاسفانه در تاریخ این اتفاق افتاده است اما آنها اهمیت دارند. نیلوفر مؤثر است زیرا زیبا، بومی و از نظر معنوی فراگیر است. کنشگران ایرانی نیز میتوانند به طور مشابه به نمادهایی از فرهنگ ایرانی بیندیشند که حسی از کرامت و عمق احساسی را منتقل کنند، بیآنکه به دین بخصوصی مرتبط باشند. مانند باغ، شعر، نور، آب، پل، نوروز یا مهماننوازی. نمادها میتوانند تکثرگرایی را به شکلی منتقل کنند که ریشهدار و بومی احساس شود، نه تحمیلی یا بیگانه.
شاید لوتوس بتواند منبع الهامی برای این باشد که گروهها باید داوطلبانه و فعالانه از حقوق همه جامعه دفاع کنند و کسی را طرد نکنند. جوامع نباید تنها از حقوق خود دفاع کنند؛ مسلمانان باید از حقوق بهائیان و مسیحیان دفاع کنند، مسیحیان از حقوق مسلمانان و یهودیان، شهروندان دیندار از حقوق ناباورمندان و شهروندان سکولار از حقوق دینداران و به طور کلی همه از همه. این دفاع متقابل برای ساخت جامعهای مبتنی بر حقوق بنیادین بشر ضروری است.
دینِ غیرتحمیلی میتواند از دموکراسی و همزیستی پشتیبانی کند. نیایشگاه لوتوس اعتقاد را اجبار نمیکند، تغییر دین را الزام نمیسازد و مناسک را تحمیل نمیکند، بلکه فضایی فراهم میآورد که در آن باور امری داوطلبانه باقی میماند. این تمایز برای ایران اهمیت ویژهای دارد؛ جایی که کنترل دولتی بر دین اغلب به تضعیف آزادی دینی و اعتماد عمومی انجامیده است. نیایشگاه لوتوس نشان میدهد که ایمان میتواند از طریق خدمت، زیبایی و گشودگی وارد عرصه عمومی شود، نه از طریق اجبار.
لوتوس مثالی است از اینکه جوامع تحت سرکوب نیز میتوانند حامل ارزشهای جهانشمول باشند. جامعه بهائی در ایران از بدو پیدایشش با محدودیتهای شدید مواجه بوده است، اما یکی از نتایج آن، یعنی نیایشگاه لوتوس نمونهای از سهم این جامعه در معماری جهانی و همزیستی میاندینی را نشان میدهد. این امر منطق سرکوب را به چالش میکشد: حذف اقلیتها نه تنها از جامعه محافظت نمیکند، بلکه آن را فقیرتر میسازد و آن را از خلاقیت، خدمت و بینش اخلاقی آن جوامع محروم میکند.
از لوتوس چه میتوان آموخت؟
نیایشگاه لوتوس در دهلی فراتر از یک بنای معماری است؛ نمونهای زنده از این است که چگونه فضا میتواند همزیستی را آموزش دهد. ۹ ورودی، فرم نیلوفر، تالار باز عبادت، نبود روحانیت و استقبال از افراد با هر دین یا بدون دین، همگی حامل این ایده ساده اما عمیقند که کرامت انسانی به یکسانی وابسته نیست.
برای جامعه ایران، این مطالعه موردی ارزشمند است زیرا الگویی سازنده ارائه میدهد. این الگو به جای تقابل با استقبال آغاز میکند. از افراد نمیخواهد باورهای خود را کنار بگذارند، بلکه از آنان میخواهد کرامت دیگران را به رسمیت بشناسند. هویت دینی را حذف نمیکند، بلکه فضایی ایجاد میکند که در آن هویتهای متعدد بدون سلطه در کنار یکدیگر وجود داشته باشند.
نیایشگاه لوتوس نشان میدهد همدلی میتواند از طریق تجربه مشترک پرورش یابد، نه فقط از طریق استدلال. نشستن در سکوت در کنار فردی از یک جامعه اعتقادی دیگر میتواند خود به یک درس مدنی تبدیل شود. همچنین نشان میدهد که آزادی باور زمانی پایدارتر است که جوامع از یکدیگر دفاع کنند، نه فقط از خود. سرکوب بهائیان، مسیحیان، اهل سنت، صوفیان، یهودیان، نوکیشان، شهروندان سکولار، زنان یا دگراندیشان، کل جامعه را تضعیف میکند.
برای کنشگران، آموزشگران و فعالان جامعه مدنی در ایران، نیایشگاه لوتوس مسیرهای عملی پیشنهاد میکند: فضاهایی ایجاد کنید که استقبالکننده باشند، نه محدودکننده؛ از نمادهای فرهنگی وحدتبخش استفاده کنید؛ برنامههایی طراحی کنید که در آن دینداران و ناباورمندان به طور برابر مشارکت داشته باشند؛ آزادی دینی را به عنوان حفاظی مشترک آموزش دهید، نه امتیازی برای یک گروه؛ و جوامع را تشویق کنید که در برابر سرکوب، از یکدیگر دفاع کنند.
در نهایت، نیایشگاه لوتوس نشان میدهد که همزیستی نوعی تحمل منفعلانه نیست، بلکه انتخابی فعال در طراحی است. این انتخاب باید در نهادها، زبان، معماری، آموزش و عادات مدنی نهادینه شود. در دهلی، این انتخاب به شکل نیایشگاهی نیلوفری با ۹ ورودی گشوده تحقق یافته است. برای ایران، شکل آن ممکن است متفاوت باشد، اما اصل آن یکسان است: جامعهای آرامتر زمانی آغاز میشود که هر فرد دری برای ورود با کرامت در اختیار داشته باشد.
[1]. Bahá’í House of Worship, New Delhi, “Home,” accessed June 14, 2026.
[2]. Encyclopaedia Britannica, s.v. “Bahāʾī Temple,” accessed June 14, 2026.
[3]. ubsxcco site – page: Bahá’í House of Worship at New Delhi.
[4]. Bahá’í International Community Representative Offices, “Current Situation,” Situation of Iranian Bahá’ís, accessed June 14, 2026.
[5]. United States Commission on International Religious Freedom (USCIRF), Iran Country Update (Washington, DC: USCIRF, July 28, 2025).
[6]. Bahá’í House of Worship, New Delhi, “Home,” accessed June 14, 2026.
[7]. The Official Website of the Indian Bahá’í Community, “Bahá’í House of Worship, New Delhi,” accessed June 14, 2026.
[8]. Government of NCT of Delhi, “The Lotus Temple,” District Magistrate Office, South East District Delhi, accessed June 14, 2026.
[9]. Architectuul, “Lotus Temple,” accessed June 14, 2026.
[10]. ubsxcco site – page: Bahá’í House of Worship at New Delhi.
[11]. The Official Website of the Indian Bahá’í Community, “Bahá’í House of Worship, New Delhi,” accessed June 14, 2026.
[12]. Architectuul, “Lotus Temple,” accessed June 14, 2026.
[13]. Joe Tash, “Architect Devoted to Creation of Spiritual Space,” The San Diego Union-Tribune, January 17, 2013.
[14]. ArchitectureZ, “Young Heritage – Lotus Temple Youngest in Heritage Race,” accessed June 14, 2026.
[15]. Encyclopaedia Britannica, s.v. “Lakshmi,” accessed June 15, 2026.
[16]. ECO Cultural Institute, “From Apadana to ECO: Analyzing the Lotus Symbol Across History and Diplomacy,” accessed June 14, 2026.