در ایران، متعصبان باورمند به تشیع تلاش کردهاند میان ایرانیان اهل سنت و ایرانیان شیعه، حالتی از تخاصم را نگاه دارند.
با روی کارآمدن جمهوری اسلامی، تبعیض علیه اهل سنت صورت قانونی به خود گرفت.
به عنوان نمونه بر اساس قانون اساسیِ جمهوری اسلامی، ایرانیان اهل سنت توان دستیابی به مقاماتی چون رهبری جمهوری اسلامی یا ریاست جمهوری را ندارند.
در اصل ۱۱۵ قانون اساسی صراحتا قید شده است که رییسجمهور باید باورمند به مذهب رسمی کشور باشد.
در اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز درباره مذهب رسمی کشور چنین آمده است:
«دین رسمی ایران ، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است»
اعمال تبعیض جمهوری اسلامی علیه اهل سنت محدود به قوانین و حقوق نیست بلکه حتی در حوزههای غیرحقوقی نیز بروز دارد.
به عنوان نمونه میتوان به ممانعت مراجع تقلید از حضور جلال جلالیزاده – نماینده اهل سنت از سنندج – در جایگاه هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اشاره کرد.
با این وجود هر گاه یک موج همبستگی جمعی مقابل استبداد مذهبی حاکم شکل گرفته است، این دوگانه شیعه و سنی توسط ملت ایران با بیتوجهی کامل روبرو شده است.
چنانکه مردم اهل مذهب زاهدان طی خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بیشترین شعارهای همدلانه را در همدلی با دیگر نقاط ایران سر دادند.
از سوی مردم باورمند به مذهب شیعه نیز همدلی فراوان با مردم کردستان و بلوچستان مشاهده شد که دو نقطه اهل سنت در ایران هستند.
دیگر نکته جالب توجه نیز طی خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱ آن بود که در مراسم عزاداری ماه محرم، که مختص شیعیان است، بارها به صورت نمادین یاد خدانور لجهای گرامی داشته شد.
خدانور لجهای از جاویدنامان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بود که ماموران سرکوب دستان او را بستند و اجازه نوشیدن لیوانی آب برای رفع تشنگی را نیز ندادند.
نزاع شیعه و سنی اگرچه در محافل متعصب و حکومتی علاقمندانی دارد ولی میان ملت ایران، متاعی بیخریدار است.