
کمتر رمانخوانی است که رمانهای «جان شیفته» و «ژان کریستف»، اثر رومن رولان یا «دُن آرام» نوشته میخائیل شولوخف را نخوانده باشد. مترجم این آثار ارزشمند ادبیات کسی نیست جز محمود اعتمادزاده. محمود اعتمادزاده مشهور به م.ا.بهآذین، نویسنده و مترجم شناختهشده ایرانی در بیست و سوم دی ماه ۱۲۹۳ شمسی در کوچه خمران چهلتن شهر رشت و در یک خانواده «بازرگان-خردهمالک» به دنیا آمد. آموزش ابتدایی را در شهر زادگاهش سپری کرد و در اواخر تابستان ۱۳۰۶ به همراه خانواده به مشهد رفت و سه سال اول متوسطه را در مشهد گذراند و پایان دوره متوسطه راهی تهران شد.
بیشتر وقت بهآذین حتی در دوران تحصیل به دلیل علاقه به ادبیات با آثار ادبی سپری شد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم، شوروی و انگلیس ایران را از دو سو اشغال کرده بودند و تعدادی از شهرها از جمله بندر انزلی چند بار بمباران شد. در جریان این حادثه او مجروح شد و دست چپش را از دست داد. او که به نیروی دریایی پیوسته بود، از سمتش استعفا داد تا مشغول ادبیات و فعالیت سیاسی شود. عضو حزب توده بود و پیش از انقلاب مدتی را در زندان گذراند. پس از انقلاب اسلامی نیز هشت سال از سالهای پایانی عمرش را در زندان گذراند، بسیار شکنجه شد و مجبور شد علیه خود و باورهایش اعتراف کند. در خاطراتش مینویسد: «گاه هر روز و گاه یکی دو روز در میان و بهانه همیشه همان بود: تو جاسوس بودهای، اقرارکن! … تا جایی که دو روز مانده به نوروز کف هر دو پایم شکاف برداشته بود و خون میریخت. این زخم تا پیش از دو ماه بهبود نیافت، چه، گاه از تعزیر پاهای نواربسته نیز چاره نبود.»