تعداد حضور زنان در پارلمان به عنوان یکی از شاخصهای حضور سیاسی زنان ارزیابی میشود و کشورها ذیل این مساله نیز با همدیگر مقایسه میشوند. ایران در این حوزه در وضع خوبی به سر نمیبرد و حتی از کشورهایی چون عربستان سعودی وضع بدتری دارد. این در حالیست که سند اهداف “توسعه هزاره” را امضا کرده است. سندی که در سال ۱۳۷۹ امضا شده و طبق آن ایران در کنار دیگر کشورها متعهد شده بود تا سال ۱۳۹۴ به این هدف که ۳۰ درصد کرسیهای مجلس به زنان اختصاص یابد، جامه عمل بپوشاند. اما پیداست که ایران از کشورهایی است که تاکنون به این سند پایبند نبوده است.
در واقع، بیشترین حضور زنان در مجلس شورای اسلامی، همین مجلس اخیر بوده است که ۱۷ زن توانستند مجوز نشستن بر صندلیهای پارلمان را کسب کنند. ماجرای جنجالی “مینو خالقی“، نماینده منتخب اصفهان نیز در همین دوره رخ داد. نمایندهای که با وجود کسب رأی و در پی حواشی یک سفر خارج از کشور، و با مخالفتهای شورای نگهبان، نتوانست به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند. از مجلس اول شورای اسلامی تا مجلس سوم تنها چهار زن در مجلس شورای اسلامی حضور داشتند و در مجلس چهارم نیز این تعداد، از انگشتان دو دست فراتر نرفته است. با اینکه در مجلس پنجم ۱۴ زن حضور پیدا کردند اما این تعداد در ادوار بعدی کاهش پیدا کرد تا جایی که مجلس هشتم صرفاً هشت نماینده به خود دید.

حضور اندک نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی همیشه محل اعتراض فعالان حقوق زنان بوده است
این در حالیست که پیش از انقلاب اسلامی و پس از رفراندوم «انقلاب شاه و ملت» در زمستان سال ۱۳۴۱، که زنان طی آن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن پیدا کردند، وضع مشارکت سیاسی زنان به سرعت رو به بهبودی رفت تا جایی که در دوره بیست و چهارم مجلس شورای ملی، که آخرین دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بود، ۲۰ زن در مجلس شورای ملی حضور داشتند. عددی که زنان پس از انقلاب اسلامی هنوز نتوانستند بدان دست پیدا کنند. این مهم باید با توجه به تعداد کل نمایندگان هم در نظر گرفته شود. پس از انقلاب اسلامی تعداد نمایندگان مجلس شورای اسلامی افزایش داشته اما حضور زنان کاهشی چشمگیر داشته است.
نکته قابل تأمل دیگر، کیفیت حضور زنان در مجالس شورای اسلامی است. نمایندگان زن در ادوار مجالس پیش از انقلاب اسلامی، طرحهایی چون مدارس حرفهای دختران، پیگیری مساله بیسوادی زنان، قانون خدمات اجتماعی زنان، قانون تشدید مجازات به کارگماردن کودکان کمتر از ۱۲ سال در کارگاههای فرشبافی و این دست طرحها را پیش میبردند، و موفق به تصویب آنها نیز میشدند. اما پس از انقلاب اسلامی، نقش نمایندگان زن در تصویب قوانینی به سود زنان بسیار اندک بود. در واقع این نمایندگان یا خود نخواستند نقش مثبتی برای زنان بازی کنند، یا اینکه با توجه به سد شرع و شورای نگهبان، فرصت اجرایی کردن آن طرحها را نیافتند. فراتر از این گاهی همین نمایندگان زن در جهتی گام بر میداشتند که کاملاً به ضرر زنان بود. مجلس نهم شورای اسلامی اوج دید ضدزن نمایندگان زن بود. تصویب قوانینی چون “قانون حمایت از خانواده” که در آن “تعدد زوجات” مورد تأیید قرار گرفته بود تا ارائه طرحهایی همچون “طرح صیانت از عفاف و حجاب” که موج اعتراضی شدیدی را در میان فعالان برابریخواه برانگیخت. این دوره از مجلس را “ضد زنترین” مجلس پس از انقلاب اسلامی نام نهادهاند.
منابع مرتبط برای مطالعه بیشتر؛
۳- دوره آموزشی مسئولیت شهروندی در دموکراسی