Search

English

زندگی با سلطه‌گر/ فتحیه زرکش*

بخش هفتم

** تاثیر آزار و خشونت خانگی بر کودکان

برای این که بتوانیم با تمرکز بیش‌تری تاثیرات خشونت را بر کودکان بررسی کنیم، این بخش را به سه گروه تقسیم می‌‌کنیم: بخش اول شامل جنین، زن باردار و بچه نوزاد است. گروه دوم شامل بچه‌های بزرگ‌تر تا دوره نوجوانی می‌‌شود و گروه سوم نوجوانان را تحت مطالعه قرار می‌‌دهد.

احتیاجات جنین، زن باردار و نوزاد برای زندگی و رشد

زن باردار به غذای خوب و مغذی و محیطی آرام احتیاج دارد. استراحت فراوان لازم دارد و باید مرتب تحت نظر دکتر باشد تا همه چیز کنترل شود. در این مرحله احتیاجات طفل درون رحم به‌طور تفکیک‌ناپذیری به احتیاجات مادر بستگی دارد.

سالم‌ترین راه تولد طفل از راه طبیعی است و شیر مادر مغذی‌ترین غذا برای بچه شیرخوار است که زندگی را با آن شروع کند.

طفل که متولد می‌‌شود، احتیاج دارد که در آغوش گرفته‌‌ شود تا بداند دوستش دارند. نوزاد از همان ابتدا دوست داشتن را حس می‌‌کند. او همچنین به تغذیه و گرمای کافی احتیاج دارد.

تاثیر آزار و خشونت بر مادر و فرزند درون رحم او

زمانی که زن باردار با زورگویی که خشونت فیزیکی به‌کار می‌برد، زندگی می‌‌کند بعید است بتواند فضای آرامی را تجربه کند. در مقابل به‌طور فیزیکی و احساسی تحت فشار و استرس است. او احتمالا کم خوابی دارد و تهدید می‌‌شود. شواهدی وجود دارد که جنین در شکم می‌‌شنود و فشار عصبی از مادر به وی وارد می‌‌شود. در نتیجه نوزاد ممکن است از ابتدای زندگی با دردهای قولنجی به دنیا بیاید.

بیش‌ترین موارد خشونت خانگی از دوران بارداری شروع می‌شود.می‌دانیم که زنان در این مواقع ضربه‌‌پذیرتر هستند و در نتیجه بیش‌تر در معرض خشونتند. هر نوع استرسی از قبیل مرگ یک فرزند بزرگ‌تر یا زلزله و حوادث طبیعی و جنگ تاثیرعمیقی روی طفل در شکم یا نوزاد می‌گذارد. اگر زن باردار کتک بخورد، ممکن است بچه را سقط کند یا آنکه نوزاد زودرس به‌ دنیا بیاید. اگر زورگو به شکم مادر لگد بزند احتمال ناقص به دنیا آمدن نوزاد وجود دارد. شاید هم نوزاد با نارسایی مغزی به دنیا بیاید و یا به صرع یا فلج مغزی دچار شود. مطالعات بالینی نشان می‌‌دهد که آسیب‌های روانی هم می‌تواند مانع رشد کامل سلسله اعصاب جنین شود. گزارشات نشان می‌‌دهند که افسردگی و نگرانی‌‌های پیش از زایمان باعث نارسایی سیستم عصبی شود و در سنین کودکی باعث نامتعادل شدن سلسله اعصاب شود. حتی این افسردگی دوره بارداری تا سنین هفت/ هشت سالگی بر کودک تاثیر می‌‌گذارد و در مواردی مشاهده شده است که کودک دچار عارضه (ADHD) می‌‌شود. بنابراین نمی‌‌توان تاثیر ناراحتی‌‌هایی را که زنان در دوران بارداری متحمل می‌‌شوند، در سلامت روحی و جسمی کودکان نادیده گرفت.

زمانی که زن با زندان‌بان همزیستی دارد و اگر او مانع از مراجعه زن به دکتر شود، احتمالا سلامت مادر و فرزند درون رحم او به خطر می‌‌افتد. مادر باردار چون همسرش او را از دوستان و خانواده جدا و غریبه کرده‌ است نمی‌تواند از آن‌ها حمایت روحی و جسمی بگیرد. وقتی احتیاج به استراحت دارد، زندان‌بان از نگهداری از بچه‌‌های بزرگ‌تر هم طفره می‌‌رود. زمانی‌‌که زن از حمایت‌های اجتماعی بی‌بهره است، نمی‌‌تواند استراحت کند. او همچنین ممکن است از مخارج یک غذای کافی و خوب برای زن سر باز زند. احتمال دارد سلامت مادر و نوزاد در رحم او به خطر بیفتد. نوزاد ممکن است زودرس یا کوچک متولد شود.

روش تحقیرکننده ممکن است باعث شود که زن به مواد مخدر و الکل رو بیاورد. در این صورت احتمالا کلیه جنین صدمه ببیند. چنانچه مادر به‌دلیل استرس، به مصرف الکل و داروهای ضدافسردگی و کشیدن سیگار روی آورد فشار خونش بالا می‌‌رود و در دوران بارداری بر جنین تاثیر می‌‌گذارد. نوزادی که تحت تاثیر این شرایط در رحم بوده، بی‌دلیل گریه می‌‌کند، با شیر خوردن مشکل پیدا می‌کند و مادر به‌سختی می‌‌تواند مشکل فرزندش را بفهمد. در نتیجه مادر با آرام کردنش دچار مشکل خواهد شد. مادری که خود از مشکلات خشونت خانگی رنج ببرد و روحیه خوبی نداشته باشد، توان و تحمل دریافت سیگنال‌های پنهان کودک را ندارد.

اگر هر بار زن باردار غذا می‌‌خورد، همسرش به او بگوید که چاق و بی‌قواره‌ است ممکن است وی مبتلا به انورکسیا شود و به فرزند در شکمش مواد غذاِیی کافی نرسد.

وقتی زمان وضع حمل می‌‌رسد، تاکتیک کنترل‌کننده رابطه جنسی می‌‌تواند تاثیر گذار باشد. او ممکن است روی سزارین اصرار کند، زیرا بر اساس اعتقادات عقب‌مانده‌اش، زایمان طبیعی تاثیر روی رابطه جنسی با همسرش دارد و زن را وادار می‌کند که روش سزارین را انتخاب کند. دکتر و ماما هم اکثرا این روش را مجاز می‌دانند. متاسفانه در طول زمان، این موضوع باور خود زنان هم می‌‌شود. کنترل‌کننده روابط جنسی احتمالا مانع شیر دادن مادر به نوزاد می‌‌شود. هر دوی این روش‌ها باعث می‌‌شود که بین مادر و فرزند پیوند لازم به‌وجود نیاید و در نتیجه موجب تاخیر در رشد نوزاد شود.

هر بار مادر بچه را بغل می کند، احتمالا سلطه‌‌گر داد می‌‌زند که او را لوس بار می‌‌آورد. او مادر را از اتاق بیرون می‌‌کند و مانع از عوض کردن و شیر دادن نوزاد می‌‌شود. مادر مجبور می‌‌شود تا به گریه کودک گوش دهد. چنانچه بعد از استرس وارده، مادر به فرزندش شیر بدهد، نوزاد ممکن است استفراغ کند و جذب شیر برایش مشکل شود. اگر مادر نتواند نوزاد را بغل کند، او اولین پیام محبت و دوستی را دریافت نمی‌‌کند و حس اعتماد به‌نفسی که بعدا در زندگی لازم دارد، در او تقویت نمی‌‌شود. 

بهبود شرایط برای مادر (وقتی شش ماهه باردار است)، جنین و نوزاد بعد از جدایی از سلطه‌گر

بعد از جدایی شانس به موقع و سالم متولد شدن نوزاد بیش‌تر می‌شود، زیرا کسی به بچه در شکم مادر لگد نزده است. به‌عنوان مثال مادر می‌تواند سر قرار با دکتر حاضر شود و مراقبت‌های لازم را دریافت کند. احتمال سالم به‌ دنیا آمدن نوزاد بیش‌تر است و اگر مشکل سلامتی وجود داشته باشد، مشکل شناسایی و معالجه شود.

مادر به غذای سالم دسترسی پیدا می‌‌کند و این در سلامت نوزاد تاثیر دارد. اگر سلطه‌‌گری وجود نداشته باشد که مرتب بگوید که چاق‌ است، مادر احساس می‌‌کند که می‌‌تواند درست غذا بخورد. او شب می‌‌تواند بخوابد. افراد دیگر خانواده به مادر سر می‌‌زنند و به او و بقیه بچه‌ها کمک می‌‌کنند. مادر می‌‌تواند بعد از ظهر استراحت کند. فضای خانه آرام است و فشار عصبی وجود ندارد. این به نوبه خود کمک می‌‌کند که احتمال به دنیا آمدن نوزاد بدون قولنج کم شود.

وقتی سلطه‌‌گر رفته باشد، شاید زن باردار بتواند از مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر دوری کند. این احتمال به دنیا آمدن نوزاد با مشکل کلیوی را کم می‌‌کند.

مادر می‌‌تواند حق انتخاب زایمان طبیعی را داشته باشد. این باعث می‌‌شود تا با نوزاد رابطه نزدیک برقرار کند. مادر همچنین حق انتخاب شیر دادن به بچه را هم پیدا می‌‌کند که می‌‌تواند مواد غذایی لازم را برای رشد طبیعی نوزاد سالم به او برساند.

وقتی نوزاد به دنیا می‌‌آید، در غیبت سلطه‌گر، مادر می‌تواند محبت و علاقه خود را به طفل نشان دهد. این زمینه حس اعتماد به نفس را در نوزاد برای تمام عمر فراهم می‌‌آورد. مادر آزادی و وقت لازم برای مراقبت‌ از کودک را خواهد داشت و حالا می‌تواند نیمه شب وقتی بچه گریه می‌‌کند و عوض کردن لازم دارد بلند شود و به او رسیدگی کند. حمایت‌های خویشان و دوستان نیز دوباره به مادر باز می‌‌گردد.

 

………………………………………………………………………………………………………………

* این مطلب با اقتباس از کتاب

Living with the Dominator by: Pat Craven و کار نویسنده این سطور با زنان آسیب‌دیده در تجربیات شغلی خود تهیه شده است. 

**بخش‌های قبلی را با کلیک روی آن‌ها در زیر ببینید:

بخش اول، بخش دوم، بخش سوم، بخش چهارم، بخش پنجم، بخش ششم

 

انتشارات بیشتر ...